زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

آخرین نظرات
جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۳ ق.ظ

مدیریت خشم-بخش چهارم(خشم و خرد)

بخش های قبلی این نوشته:

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

*

در طول تاریخ، ما انسان ها به خردورزی به عنوان یکی از وجوه تمایزمان با سایر حیوانات نگاه کرده ایم. پیش از آنکه در حدود دو قرن پیش ،داروین، نظریه معروفش را مطرح کند، اعتقاد رایج همین بود.به نظر میرسد از زمان داروین به بعد شاهد شک کردن به این موضوع بوده ایم.

شیوه نگاه کردن ما به "خشم" هم، که آنرا به دنیای حیوانیت نسبت می دادیم، متاثر از همین نگاه بود.

تا پیش از داروین و فراگیر شدن افکار فروید، اعتقاد بر این بود که خشم، غریزه ای ویرانگر است که به هر قیمتی باید سرکوب شود. اما از دو قرن پیش به این طرف، باور دیگری هم شروع به رشد کردن کرد. اینکه خشم غریزه ای سالم است که اگر سرکوب شود برای انسان خیلی گران تمام خواهد شد.

 

از زمان های دور تا کنون، کسی را "فرد سالم" می نامیدند که عصبانی نشود و برده ی عواطف خویش نباشد. در واقع نیاکان ما بیشتر از آنکه از "ابراز عواطف" صحبت کنند "خویشتن داری" را توصیه کرده اند.

بگذارید چند نمونه از این توصیه ها را با هم مرور کنیم:

"تفکر و تامل،بهترین درمان خشم است.نخستین حملات خشم، سخت و شدید است ولی اگر قدری تامل کنید، از قدرت خشم کاسته خواهد شد".  سنکا

 

"در حرکت به سوی حقیقت، بدیهی است که با خشم،خودخواهی،نفرت و غیره برخورد خواهید کرد، در غیر اینصورت نیل به حقیقت میسر نخواهد بود.مردی که اسیر عواطف خویش باشد، شاید به اندازه ی کافی عزم و اراده داشته باشد و شاید در گفتار صادق باشد لیکن هرگز به حقیقت دست نخواهد یافت".  گاندی

 

"رفتار درست مستلزم آنست که تا زمانی که خشمگین هستیم، هرگز دست به روی زیر دستان بلند نکنیم. اگر صبر کنیم تا آرامش خود را بازیابیم، همه چیز واقعاً چهره ی دیگری به خود خواهد گرفت".  مونتنی

 

"خویشتن داری به ما می آموزد چگونه بر عواطف خود چیره شویم، چگونه عواطف را کنترل و مهار کنیم تا پیامد هایشان حتی الامکان قابل تحمل باشد و حتی از همه ی آنها لذت ببریم".   دکارت

 

اما در نتیجه ی پژوهش های چارلز داروین و زیگموند فروید، اعتماد مطلق و کورکورانه به قدرت "تعقل" مورد تردید واقع شد. افلاطون می گفت: "خرد انسان می تواند بدترین انگیزه های ما را کنترل کند" ، اما فروید و پیروانش معتقد بودند که این تمایلات انسان(یا نوسان های غریزه او) است که انگیزه ها را زیر سلطه خود دارد.

افلاطون و پیروانش در پی اثبات این بودند که انسان برتر از جانوران است.داروین می گفت انسان فقط یکی از جانوران است.

عقاید داروین و فروید،تاثیر زیادی بر عقاید امروزی ما درباره ی خشم گذاشته اند. زمانی همه عقیده داشتند که خشم را می توانیم کنترل کنیم و باید کنترل کنیم، اما بعد آنها، این عقیده هم قوت گرفت که ما نمی توانیم خشم مان را کنترل کنیم و شاید نباید کنترل کنیم.

به هر حال اگر این دو دیدگاه رابه صورت دو سرِ طیف در نظر بگیریم، دیدگاه های دیگری هم در این میانه شکل گرفته اند. هر دو طرف این طیف هم از نظر خودشان، برای نظراتشان دلیل و مدرک دارند. هر دو دیدگاه طرفداران خود را دارند و به نظر می رسد هر دو هنوز هم مشغول رشد کردن هستند.

به نظرم تماشای این عکس هم(که به قول یکی از دوستان آنرا از گوگل دزدیده ام) که مناسب این دوگانگی است خالی از لطف نباشد:

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی