زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

آخرین نظرات

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۴۳ ب.ظ

خلاصه کتاب اقتصاد برای همه-قسمت دوم

چه عواملی موجب افزایش رشد اقتصادی می شوند:

1-سرمایه گذاری داخلی

2-امنیت سرمایه (مواردی مانند: حقوق مالکیت-نظام قیمت گذاری-حمایت از اعتبار و شهرت سازمانها و نظام مالکیت معنوی)

3-ثبات سیاسی و سیاستگذاری

4-سرمایه گذاری خارجی(استقراض خارجی-سرمایه گذاری مستقیم خارجی-قرارداد بیع متقابل)

5-نهادها

6-و برخی عوامل دیگر

چند نکته:

-برای رشد اقتصادی،افزایش سرمایه گذاری شرط لازم است نه کافی

-باید توجه داشت که در تحلیل نهایی برخی تحلیلگران،رشد را به میزان سرمایه گذاری ربط می دهند اما این نگاه تحلیلی برخی کشورها را به بیراهه کشانده و به این توهم منتج شده که بدون اصلاح نظام انگیزشی،می توان صرفاً با افزایش سرمایه گذاری به توسعه رسید.

-دکتر سرزعیم تحلیل جالبی را مطرح میکنند از اینکه چرا در ایران در مقایسه با سایر کشورها، کسب و کار های خصوصی ای که در سطح کلان فعالیت کنند(مثلاً فروشگاه های زنجیره ای سراسری خصوصی) تقریباً وجود ندارند. پیشنهاد میکنم تحلیل جالب ایشان را در کتاب مطالعه کنید!.

 

مراجع اصلی سیاستگذاری در اقتصاد کلان:

1-بانک مرکزی

2-وزارت اقتصاد و دارایی و نهاد های مشابه مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی

بانک مرکزی به تنظیم سیاست های پولی و وزارت اقتصاد به تنظیم سیاست های مالی می پردازد.مثلاً مبارزه با تورم و مدیریت آن از مهمترین وظایف بانک مرکزی و تنظیم بودجه دولت از وظایف وزارت اقتصاد و دارایی است.

 

مفهوم نرخ بهره:

تعریف ابتدایی و ساده نرخ بهره " قیمت سرمایه" است.به عبارتی "سرمایه" هم در بازار قیمتی دارد که بر اساس عرضه و تقاضا باید تعیین شود و نه دستوری. یعنی هرچه در یک اقتصاد،سرمایه و پول بیشتر باشد قیمت آن هم پائین تر است و برعکس.

نرخ بهره واقعی و اسمی:

تفاوت ایندو در لحاظ کردن نرخ تورم است.

مثلاً در ایران نرخ سود سپرده ها از سال65 تا 82 از نرخ6.82 تا 11.8 افزایش یافت.یعنی در حالی که اسماً افزایش یافته است ولی با در نظر گرفتن نرخ تورم متوجه خواهیم شد که نرخ واقعی سود سپرده منفی و کاهشی بوده است.

با دانستن این قضیه شاید بهتر بتوانیم درک کنیم که چرا در ایران گرفتن وام به عنوان یک فرصت اقتصادی برای همه مطرح است! و از طرفی باید بدانیم که با سپردن پس انداز ها به بانک در این شرایط، عملا سپرده گذاران متضرر می شوند که عموماً از اقشار آسیب پذیر و ریسک گریز جامعه هم هستند.

 

مفهوم تورم:

تورم عبارت است از افزایش سطح عمومی قیمت ها.

چند نکته در مورد این تعریف:

1-افزایش قیمت تنها یک یا چند کالا به معنی وجود تورم نیست.مثلاً ممکن است تقاضا برای یک کالا به دلایلی افزایش یابد ولی عرضه آن تغییری نکند در این صورت قیمت آن بالا می رود.

2-اگر قیمت چند کالا افزایش و همزمان قیمت چند کالا ی دیگر کاهش یابد به طوری که سطح عمومی قیمت ها تغییر نکند،تورمی وجو نخواهد داشت.

3-تورم را برای یک فاصله زمانی مشخص می سنجند(معمولاً یک سال)

4-سطح عمومی قیمت ها از طریق اندازه گیری قیمت های خرده فروشی یا شاخص هزینه زندگی محاسبه میکنند. مثلاً بانک مرکزی ایران،حدود300 قلم کالا و خدمت را که در زندگی روزمره یک خانوار ایرانی مصرف می شود را با احتساب وزن مصرف آنها در نظر میگیرد.

5-قیمت زمین و مسکن در محاسبات فوق وارد نمی شود، چرا که اینها از جنس دارایی هستند و کالا و خدمت مصرفی خانوار به شمار نمی روند، اما نرخ اجاره مسکن در این محاسبه حضور دارد.

نکته: عدم محاسبه نرخ تورم در قراردادها و تحلیل ها،معضل بسیار رایجی است. مثلاً ادعای اینکه-افزایش قیمت بنزین باعث کاهش مصرف آن خواهد شد- در چند سال گذشته در ایران،ادعای صحیحی به نظر نمی رسد. زیرا باید در نظر داشت که افزایش قیمت بنزین بیشتر از نرخ تورم بوده یا کمتر.

مثالی دیگر:

فرض کنید خانه ای به قیمت100.000 دلار با استفاده از وامی که بهره سالیانه آن 7 درصد است خریده اید و می توانید این خانه را سالی 6000دلار اجاره دهید. حال اگر نرخ تورم 2 درصد باشد، آیا نگه داری این خانه به مدت یکسال عقلایی است؟

پاسخ با شما !

 

تاثیرات سیاست پولی:

مهمترین هدف بانک مرکزی، ایجاد ثبات در اقتصاد از طریق کنترل تورم است. در عین حال بانک مرکزی به دیگر اهداف اقتصادی نظیر رشد اقتصادی و کاهش بیکاری توجه دارد.

وقتی که بانک مرکزی می بیند که رشد اقتصادی خیلی بیشتر از توان اقتصاد شده است و کمبود منابع تولید،موجب بالا رفتن هزینه ها شده و این به افزایش تورم در اقتصاد می انجامد، شروع به اعمالسیاست های انقباضی می کند. یعنی می خواهد پول در جامعه کم شود تا رونق اقتصادی کاهش یابد و اقداماتی می کند که نقدینگی از سطح جامعه کم شده و نرخ بهره افزایش می یابد.

با رشد نرخ بهره و کاهش نقدینگی ،رشد اقتصادی و تورم کاهش می یابد.

در مقابل وقتی بانک مرکزی می بیند که اقتصاد در ورطه رکود افتاده و باید بیکاری کاهش یابد،اقداماتی معکوس انجام می دهد. با کاهش نرخ بهره،افراد انگیزه کمتری برای پس انداز داشته و ترجیح می دهند تا مصرف خود از کالاها و خرید دارایی ها راافزایش دهند. در عین حال سرمایه گذاران نیز با توجه به کاهش نرخ بهره، سرمایه گذاری بیشتری انجام می دهند. افزایش مصرف و سرمایه گذاری موجب افزایش تقاضا در کل اقتصاد می شود که این امر خود افزایش اشتغال و رشد اقتصادی را به دنبال خواهد داشت.

با توجه به نقش کلیدی بانک مرکزی در کنترل اقتصاد، به نظر میرسد که استقلال بانک مرکزی اهمیت بسزایی خواهد داشت.

جالب است بدانید که مدل های مختلفی برای دادن این استقلال به بانک مرکزی در کشورهای مختلف وجود دارد. مثلاً فدرال رزرو آمریکا یکی از معدود بانک های مرکزی است که هم استقلال در هدفگذاری و هم استقلال عملیاتی دارد.

هیئت عامل فدرال رزرو آمریکا، متشکل از افراد متخصص است که توسط رئیس جمهور منصوب می شوند اما این افراد دوره کاری 14 ساله دارند(یعنی عمری بیشتر از ریاست جمهوری!) و دوره خدمتشان تمدید نمی شود و قابلعزل هم نیستند.

متاسفانه به نظر می رسد که در کشور ما این نوع استقلال برای بانک مرکزی وجود ندارد.

 

در بخش سیاست ارزی با این مفاهیم آشنا خواهیم شد:

-کارکرد های نرخ ارز

-رابطه نرخ ارز اسمی و نرخ ارز حقیقی

-رابطه نرخ تورم با نرخ ارز

-تقویت با تضعیف ارزش پول ملی؟

 

و در بخش های بعدی کتاب مفاهیم مهم دیگری مطرح و بسط داده می شوند که برخی از آنها را جهت اطلاع شما فهرست خواهم کرد:

-نقش دولت در اقتصاد  وحالات بهینه قدرت دولت در اقتصاد

-انحصار و پیامدهای آن

-انحصار در بازارهای ایران

-نقش نفت در اقتصاد ایران

-بحث شومی منابع

-سیاست های تجاری و سیاست های معطوف به اشتغال

-بازتوزیع درآمد و سیاست های مرتبط با تحقق عدالت اجتماعی

۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۴۳
سامان عزیزی