زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

آخرین نظرات

۲۷ مطلب با موضوع «نقل قول» ثبت شده است

شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۴۲ ق.ظ

یک توصیه ی فاندامنتال

این" پست " شاهین کلانتری را خیلی دوست داشتم.

جمله ای در آن پست نوشته(یا نقل کرده) که هر چند ممکن است تبصره های مختلفی در مصداق هایش به آن وارد باشد ولی من فکر می کنم ارزشش را دارد آنرا هر روز با خودمان تکرار کنیم:

"بهترین راه کسب موفقیت در زندگی، عمل کردن به توصیه هایی است که به دیگران می کنیم."

۰ نظر ۳۰ دی ۹۶ ، ۰۰:۴۲
سامان عزیزی
پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۵۵ ق.ظ

چرا تاریخ بخوانیم؟ -از زبان هراری

تاریخ را نمی توان با تکیه بر علت و معلول توضیح داد و نمی توان پیش گویی اش کرد، زیرا فاقد نظم معین است.

نیروهای بسیار زیادی در کارند و کنش متقابل آنها به قدری پیچیده است که حتی تغییرات ناچیزی در توان این نیروها و شیوه ی کنش متقابلشان می تواند تغییرات عظیمی در نتایج ایجاد کند. و این تمام ماجرا نیست.

تاریخ چیزی است که آن را سیستم آشفته ی "سطح دوم" می نامند(Chaotic System). سیستم آشفته به دو شکل است. آشفتگی سطح اول، آشفتگی است که به پیش بینی هایی که راجع به آن می شود واکنش نشان نمی دهد. مثلاً آب و هوا یک سیستم آشفته ی سطح اول است که اگرچه متاثر از عوامل زیادی است اما می توانیم الگوهای کامپیوتری ای بسازیم که تعداد هر چه بیشتری از این عوامل دخیل را بسنجد و پیش بینی های هواشناسیِ هرچه بهتری به دست بدهد.

آشفتگی سطح دوم آن است که به پیش بینی هایی که درباره اش می شود عکس العمل نشان می دهد و برای همین هیچ وقت نمی توان آن را به طور دقیق پیش بینی کرد.بازار مثالی از سیستم آشفته ی سطح دوم است. اگر یک برنامه ی کامپیوتری تدوین کنیم که قیمت فردایِ نفت را با دقت صد در صد پیش بینی کند چه خواهد شد؟ بهای نفت بلافاصله به این پیش بینی عکس العمل نشان خواهد داد، در نتیجه این پیش بینی تحقق نمی یابد. اگر بهای جاری نفت بشکه ای نود دلار باشد و برنامه ی کامپیوتری دقیق ما پیش بینی کند که قیمت فردا به صد دلار خواهد رسید، تاجران برای خرید نفت هجوم خواهند برد تا بتوانند از این افزایش بهای پیش بینی شده سود ببرند. در نتیجه قیمت نفت به جای فردا همین امروز به بشکه ای صد دلار می رسد.اما فردا چه خواهد شد؟ کسی نمی داند.

سیاست هم مثال دیگری از سیستم آشفته ی سطح دوم است. بسیاری از مردم، شوروی شناسان را به باد انتقاد می گیرند که چرا نتوانستند انقلاب های 1989 را پیش بینی کنند، و کارشناسان امور خاورمیانه را سرزنش می کنند که چرا نتوانستند انقلاب های بهار عربی را در سال 2011 پیش بینی کنند. این انتقاد ها غیر منصفانه است.طبق تعریف، انقلاب پیش بینی ناپذیر است.انقلاب پیش بینی پذیر هرگز رخ نخواهد داد.

چرا نمی تواند رخ دهد؟

تصور کنید که در سال 2010 هستیم و یک کارشناس مجرب علوم سیاسی با همکاری یک نابغه ی کامپیوتر الگوریتم خطا ناپذیری را ایجاد کرده کرده اند که با وصل شدن به یک دستگاه رابط جذاب، می تواند به عنوان "پیشگویی کننده ی انقلاب" به بازار عرضه شود. اینها خدمات خود را به رئیس جمهور مصر، حسنی مبارک، ارائه می کنند و در ازای یک پیش پرداخت سخاوتمندانه، به او می گویند که بر اساس پیش بینی هایشان در طول یک سال آینده انقلابی در مصر به وقوع خواهد پیوست. عکس العمل حسنی مبارک چه خواهد بود؟ او به احتمال زیاد مالیات ها را پائین می آورد، میلیارد ها دلار بین عموم شهروندان بذل و بخشش می کند، و برای محکم کاری نیروهای امنیتی را هم تقویت می کند. اقدامات پیش گیرانه کار خود را می کند. آن سال می آید و می رود و در کمال تعجب انقلابی رخ نمی دهد. مبارک اجرت پرداخت شده را طلب می کند و بر سر دانشمندان فریاد می زند: الگوریتمتان بی ارزش است! من می توانستم به جای اینکه آن همه پول را تلف کنم با آن یک قصر دیگر برای خودم بسازم!.

اما دانشمندان در دفاع از خود می گویند: انقلاب برای این رخ نداد که ما پیش بینی اش کردیم. مبارک، در حالی که به نگهبان اشاره می کند آنها را دستگیر کند می گوید: پیش گویانی که چیزهای را پیش گویی می کنند که رخ نخواهد داد؟ من می توانستم ده جور از اینها را در بازار قاهره با یک مشت پول خرد بخرم!.

 

پس چرا باید تاریخ بخوانیم؟

تاریخ، بر خلاف فیزیک یا اقتصاد، وسیله ی پیش بینی درست حوادث نیست. تاریخ را نه به این دلیل که بتوانیم آینده را پیش بینی کنیم بلکه برای این می خوانیم که افق دیدمان را گسترش دهیم و درک کنیم که وضعیت کنونی ما نه طبیعی است و نه اجتناب ناپذیر، و در نتیجه امکانات بسیار بیشتری از آنچه تصور می کنیم در برابر خود داریم. برای مثال، مطالعه ی اینکه چطور اروپائیان بر آفریقایی ها مسلط شدند ما را قادر می سازد درک کنیم که هیچ چیزِ طبیعی یا اجتناب ناپذیری در سلسله مراتب نژادی وجود ندارد، و این که دنیا ممکن است به گونه ی دیگری سازماندهی شود.

 

پی نوشت: نقل از کتاب "انسان خردمند" نوشته ی یووال نوح هراری با ترجمه نیک گرگین.

 

۰ نظر ۲۱ دی ۹۶ ، ۰۱:۵۵
سامان عزیزی
چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۲۴ ق.ظ

یکی از بهترین راه های اقناع دیگران

یکی از بهترین راه های قانع کردن دیگران، استفاده از گوش است.یعنی گوش کردن به حرف هایشان.

دین راسک

۰ نظر ۱۳ دی ۹۶ ، ۰۰:۲۴
سامان عزیزی
شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۶ ق.ظ

راهی برای پیش بینی آینده

۰ نظر ۱۸ آذر ۹۶ ، ۰۰:۲۶
سامان عزیزی
دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۴۲ ق.ظ

زندگی یک کمدی است یا یک تراژدی؟

 

پی نوشت: از آنجا که ما انسان ها نه می توانیم فقط فکر کنیم و نه می توانیم فقط احساس کنیم، فکر می کنم حالت سومی هم برای ادامه این جمله متصور است. اینکه  زندگی برای ما ملغمه ای از کمدی و تراژدی است.اما اینکه کدام یک در زندگی ما قدرتمندترند به ما و خیلی چیزهای دیگر بستگی دارد.

پی نوشت بعدی: امیدوارم منو ببخشید که چند روزه دارم پشت سر هم جملات قصار براتون می نویسم. راستش چند روزه با اینکه وقت زیادی هم داشتم ولی حال و حوصله نوشتنم نبود. ان شالله در روز های آتی حرف های بیخودیم رو از سر می گیرم.blush

البته به نیچه هم تفال زدم،ولی جواب نداد:)

۱ نظر ۲۹ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۲
سامان عزیزی
شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۰۱ ق.ظ

در باب شباهت های تبلیغ با تولید مثل

 

پی نوشت: شما فکر می کنید که استعاره تبلیغ خوب برای محصول ضعیف را در چه جاهای دیگری هم می شود به کار برد؟

 

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۶ ، ۰۱:۰۱
سامان عزیزی
چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

اندوه

 

اندوه، ظریف ترین مخلوقات است. در کل عالم تفکر و حرکت، چیزی نیست که بجنبد و جنبش آن، اندوه را با رعشه هایی اگرچه دلپذیر اما هولناک به لرزه نیافکند.

ورق نازک چکش خورده ی طلا که امتداد نیروهایی را که چشم قادر به دیدن آنها نیست بر سطح لرزانش ثبت می کند در مقایسه با اندوه خشن و زمخت است.

جراحتی است که بر اثر تماس هر دستی مگر دست عشق سر باز می کند و حتی در آن صورت نیز، اگرچه نه بر اثر درد، اما باز باید خون از آن جاری شود.

 

 

اسکار وایلد

 

 

 

 

 

 

۰ نظر ۱۷ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۹
سامان عزیزی
يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ق.ظ

توصیفی آشنا

 

 

۰ نظر ۰۷ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۲
سامان عزیزی
دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۹ ق.ظ

یک پیشگویی از شوپنهاور

 

 

پی نوشت: نقل از کتاب "در باب حکمت زندگی" از شوپنهاور با ترجمه محمد مبشری

پی نوشت بعدی: در جای دیگری می گوید  "سر دیگران محل فلاکتباری برای یافتن نیک بختی حقیقی است" که به نظرم ارزشش را دارد که هر روز صبح آنرا به خودمان یادآوری کنیم.

 

 

۰ نظر ۰۱ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۹
سامان عزیزی
جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۳ ب.ظ

از تفاوت های سیاست مدار و دانشمند

تفاوت سیاستمدار و دانشمند در این است که

دانشمند، پرسش های زیادی دارد

اما سیاستمدار،پاسخ های بسیاری را از حفظ است.

در دنیای امروز،

مدرسه ها و نظام آموزشی،بیشتر سیاستمدار می سازند تا دانشمند.

شاید علت همین باشد که مدیریت امروز،زندگی های امروز

و عشق ها و دوست داشتن های امروز،تا این حد سیاسی هستند.

 

هنر پرسیدن را فراموش کرده ایم،

اینکه سوال من برای من مهم است و سوال تو برای تو،

اینکه قرار نیست هر پرسشی پاسخی داشته باشد،

اینکه تفاوت من و تو، به اندازه تفاوت پرسش هایمان است،

اینکه تفاوت اقتصاد های توسعه یافته با اقتصاد های عقب مانده،

در سوال هایی است که مردمشان در خلوت از خود و در جمع از یکدیگر می پرسند،

امیدوار باشیم که روزی در دنیایی دیگر زندگی کنیم که

بتوان سوال ها را بلند گفت و پاسخ ها را دل یافت،

نه اینکه پاسخ ها با صدای بلند گفته شوند و سوالها،

با ترس و تردید در دل های ما بمانند.

 

محمد رضا شعبانعلی

 

۰ نظر ۱۴ مهر ۹۶ ، ۱۲:۵۳
سامان عزیزی