زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

آخرین نظرات
سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۴۹ ق.ظ

هنر لذت بردن از زندگی

فکر می کنم با هر متر و معیاری که بخواهیم بسنجیم و هر چقدر هم قله های ثروت و قدرت و موفقیت را فتح کرده باشی، اگر نتوانی از چیز های کوچک زندگی لذت ببری، زندگی ات را باخته ای.

 

اگر چیزهای کوچک زیادی نیستند که تو را تا حد ذوق مرگ شدن خوشحال کنند،

اگر فقط دستاوردها و لذت های بزرگ می توانند خوشحالت کنند،

اگر خواندن یک پاراگراف زیبا از یک کتاب نمی تواند حالت را خوب کند،

اگر دیدن بازی شادمانه ی بچه ها شبکه های مغزت را از ترشح هورمون های شادی داغ نمی کند،

اگر بوئیدن یک گل خوشبو در پارکی که در مسیر هر روزه ات قرار دارد نمی تواند روزت را بسازد،

اگر نگاه مهربان عزیزی روحت را به وجد نمی آورد،

اگر نوشیدن یک فنجان چای در کنار خانواده ات حالت را خوب نمی کند،

اگر یک چُرت کوتاه در میان شلوغی هایت خوشحالت نمی کند،

اگر از صدای جارویی که روی برگ های پائیزی می خزد کیفور نمی شوی،

اگر نوشیدن یک جرعه نوشیدنی خنک نمی تواند عمق جانت را خنک کند،

اگر صدای باران نمی تواند تو را به عرش ببرد،

اگر از بوی باران سرمست نمی شوی،

اگر نوشته ی کوتاهی که یک دوست به خاطر تو نوشته ،از شادی لبریزت نمی کند،

اگر غذا دادن به حیواناتی که دور و برت هستند قلبت را پر از حس خوب نمی کند،

اگر کشیدن یک نقاشی روی برگه ی سفیدی که یک دختر کوچولو جلویت گرفته قلبت را به تکاپو نمی اندازد،

اگر وقتی که قیافه ی آدم بزرگ ها را به خودت گرفته ای و با بادی در غبغبت مشغول تحلیل مسائل جدی ات! هستی، همدلی یک دوست نمی تواند باد غبغبت را بخواباند و حالت را بهتر کند،

اگر با خوردن هر لقمه از قورمه سبزی ای که همسرت برایت درست کرده چشم هایت را نمی بندی تا از مزه ذره ذره های لقمه ات لذت ببری،

اگر نغمه ی زخمه هایی (نوازش هایی) که بر تار و پودِ  سازی فرود می آیند روحت را نوازش نمی کند،

و ده ها و صدها  اگر دیگر که تعدادشان به شماره نمی آید،

بهتر است در مسیری که می روی تامل بیشتری بکنی.شاید لازم باشد بایستی و تجدید نظر کنی.

 

اگر الان یاد نگیری از این چیزهای کوچک لذت ببری احتمالاً در آینده هم نتوانی.

اگر نتوانی از چیزهای کوچک لذت ببری و بخاطرشان شاد باشی احتمالاً نتوانی از چیزهای بزرگ و دستاوردهای بزرگترت هم چندان شاد باشی و حال خوب را ضمیمه زندگی ات کنی.

این لذت ها ادویه هایی هستند که می توانند طعم غذای زندگی ات را متحول کنند.

اگر حال خوب می خواهی خودت را از این چیزهای کوچک محروم نکن.

 

پی نوشت: اگر بخاطر بعضی ملاحظات نبود و الان در کنارم نشسته بودی،بعد از همه ی این اگر ها ،طور دیگری برایت نتیجه گیری می کردم!. بالاخره دنیای دیجیتال هم محدودیت های خودش را دارد.

 

نظرات  (۴)

سامان جان. توی پی نوشت، منظورت "پس-گردنی" و اینجور چیزاا بوود دیگه؟ :))
باهات موافقم. هم با کل متن و هم با پی نوشت. :)

یه مورد دیگه هم همین لذت بردن از خوندن این متنی هست که نوشتی.
و یه مورد شگفت انگیز دیگه، اینه که همین الان هوای اینجا از اون ابری های تنگ و تاریک شده که من عاشقشم و مهمتر اینکه، الان بعد از یک عمر! داره ریز ریز و آروم آروم بارون میاد. نمیدونی الان با اومدنش چه حس خوبی دارم. یه حس عجیب دوگانه، ترکیبی از گریه و خنده با هم!
بوی بارون داره دیوونم میکنه.
الان من توی عرشم با این بارون.
و دعا میکنم بیشتر بیاد... بیشتر ... بیشتر ... :)
پاسخ:
آره شهرزاد جان،منظورم "پس گردنی" و "اینجور چیزا" بود.البته بیشتر تاکیدم روی قسمت "اینجورچیزا" ش بود :) .آخه من دستم از عرض شانه هام که بالاتر میاد،کمی دچار رعشه میشه.احتمالاً به خاطر کهولت سنمه :)

ایشالا ابرهای کومولوس و نم باران و بوی باران و اینا هم بیشتر و بیشتر بشن.
راستش شهرزاد من فکر می کنم تو نمونه خوبی هستی از کسانی که به خوبی لذت های کوچک زندگی رو چاشنی مسیرشون کردن.
امیدوارم همیشه شاد و خوش حال باشی.
۰۵ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۷ معصومه خزاعی
سلام سامان عزیز
و اگر از دریافت هدیه ای از یک دوست نازنین از شدت خوشحال ذوق مرگ نشوم و آنرا در کنار سایر ثروت های ارزشمندم با افتخار حفظ نکنم و آنرا متمایز نبینم.
مطمئناً به علائم حیاتی ام شک می کنم:)
پاسخ:
سلام معصومه جان،
اصطلاح "شک کردن به علائم حیاتی" خیلی خوب بود و به نظرم متناسب با فضای این پست.
خوشحالم که لطف میکنی و به اینجا سر میزنی.
سلام
خیلی خوب بود 
حس های آشنایی رو مطرح کردی که توی زندگی از خیلیاشون لذت بردم 
دمت گرم 
پاسخ:
سلام.
دم شما هم گرم.
۰۷ دی ۹۶ ، ۰۰:۲۲ وحید نصیری
سامان عزیز سلام
خوشحالم بخاظر اینکه با خواندن این نوشته به این فکر می کنم که اگرچه فکرم به برخی آرزوها و دغدغه های دور و دراز (که البته شاید مقتضای جوانی و بی تجربگی است) مشغول شده است. کماکان با این معیارهای فوق العاده ای که داده ای هنوز (( آدم و زنده هستم )).
همه آنچیز هایی که بالا نامبردی به شدت در من احساس لذت ایجاد می کند علاوه بر مواردی از جمله :
بوییدن کتابهای کاغذی ای که همیشه می خرم
خوردن صبحانه با سنگک داغ
نان خریدن در اول صبح
بارش نم نم باران و همزمان تابش خورشید ( چیزی که حقیقتا چندسالی است تجربه نکردم)
و....
شاد باشی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی