زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

آخرین نظرات

"ایمن ترین شیوه برای خیلی بدبخت نبودن این است که انتظار نداشته باشیم خیلی خوشبخت شویم."

شاید این روش شوپنهاور در همه جا برایمان مفید نباشد(مثلاً در زمان هایی که لازم داریم بزرگتر فکر کنیم، یا در حوزه "اختیار حداقلی"مان) ولی فکر می کنم در زمینه های زیادی(مثلاً در تعامل با انسان ها، و خیلی چیزهای دیگر) به کارمان می آید.

در توضیح و تفسیر این جمله و نقش "انتظار یا توقع" در احساس خوشبختی در زندگی، آنقدر تحقیقات و توضیحات علمی(یا به قول ژورنال خوانان: پَی پِر) وجود دارد که بعید است هیچ نیازی به قلم فرساییِ من باشد.

 

پی نوشت: ممکن است برای کسی این سوال پیش بیاید که "تیتر زده ای -راهی به خوشبختی- ولی اینجا صحبت از راهی برای بدبخت نبودن است". بنده هم در جواب می توانم این را عرض کنم که به اعتقاد بسیاری از اهل تفکر(از برخی رواقیان تا گوته و شوپنهاور و برخی فیلسوفان و روانشناسان معاصر)، خوشبختی، همان نبود بدبختی است!. در واقع بدبخت نبودن، می تواند همان خوشبخت بودن باشد. اگر نگاه کردن از این زاویه برایتان غریبه است، می توانید به این تعریف از "سلامتی" فکر کنید که می گوید "نبود درد و بیماری، همان سلامتی است"، شاید با این قیاس، کمی از غریبگی ماجرا کاسته شود.

 

نظرات  (۱)

سامان. اینکه گفتی نبودن بدبختی، همان خوشبختی است، در واقع همون اصل ششم از کتاب هنر خوب زندگی کردن هست که رولف دوبلی بهش اشاره کرده ؛)
کتاب روز یکشنبه رسید و براش پارتی بازی کردم و دارم خارج از نوبت می خونمش.:). البته در کنار دو کتاب دیگه.
با نظرت در مورد اینکه گفتی برای استفاده ی مفیدتر از کتاب و یادگیری بهتر، لازمه که مطالعاتی در حوزه های مرتبط داشته باشیم، موافقم.
چون این کتاب خیلی خلاصه ست و صرفا روش ها و نکات مفید رو جمع آوری کرده، که البته خیلی مفیده و به نظرم کتابیه که همیشه باید روی میز باشه و هر از چندگاهی بهش سر بزنیم. اما داشتن پیش زمینه خیلی مفیدتر خواهد بود . تا اینجا هرچی خوندم‌، مطالبی بوده که در موردشون توی متمم و یا کتابهای دیگه مطالعه داشتم.
فعلا از اون توکای بدجنس خبری نیست خوشبختانه، ولی در عوض یک گنجشک کوچک سبز داره در بازار سرپوشیده جیک جیک می کنه :))) ( رجوع شود به صفحه ی ۴۶ کتاب فوق الذکر )
دلیل اومدن این گنجشک سبز هم تویی ها. امروز کمی بیشتر وادارش کردی جیک جیک کنه ؛) 
توضیح بیشتر نمیدم، خودت باید منظورمو متوجه بشی :))) # شوخی (البته توجه داری که در پس هر شوخی حقیقتی نهفته ست :))) )


پاسخ:
مریم، اول از همه خوشحالم که از نظرت کتاب مفیدی بوده.

اصل شش رو هم درست گفتی. آفرین:)) (همونجا که میگه "ریسک نامطلوب مثل گرانیت، سخت،قابل لمس و محکم است.در حالی که ریسک مطلوب مثل هواست")
بابت تائید پی نوشت هم ازت ممنونم.خیالم راحت شد که حداقل یک نفر دیگه غیر از خودمم تائیدش کرد.

ببین به نظر من، توکا رو با تیرکمون بزن بره اگه برگشت، اما این گنجشک سبز رو اسیرش کن و ازش اعتراف بگیر(دستتم بذار رو گردنش که سختتر نفس بکشه،اینجوری بهتر اعتراف میکنه:) ).اونوقت میبینی که اصلاً اسمِ منم بلد نیست و عمراً چیزی توی من دیده باشه که زحمت جیک جیک به خودش بده.خلاص:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی