زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

بایگانی
آخرین نظرات
شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۰، ۰۷:۵۲ ب.ظ

تفالی به نیچه (هفت)

انسان شرّ است.

فرزانه ترینان همه برای آسایشِ خاطرِ من چنین گفته اند.

دریغا، کاش امروز نیز چنین می بود! زیرا شرّ بهترین نیروی انسان است.

انسان باید بهتر و شریرتر شود. من چنین می آموزانم! به شریرانه ترین چیز (در انسان) برای بهترین چیز در ابَرانسان نیاز است.

شاید این شایسته یِ آن واعظِ مردم کوچک بود که بارِ گناهِ انسان را بِکشد و از آن رنج ببرد. اما من از گناهِ بزرگ همچون آرامبخشِ بزرگِ خویش شادمان ام.

 

باری، چنین سخنان را بهرِ گوش های دراز نمی گویند و هر کلامی نیز نه از آنِ هر دهانی ست. این سخنان چیزهایی ظریف و کمیاب اند. سُمِ گوسپندان بدان ها مَرِساد.

 

نقل از چنین گفت زرتشت نیچه(با ترجمه داریوش آشوری)

پی نوشت: تفال های قبلی را می توانید اینجا ببینید(1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6)

۰۰/۰۶/۲۰
سامان عزیزی

نظرات  (۱)

سلام سامان

امیدوارم حالت خوب باشه

سامان برداشتت از این شر و گناه بزرگ آرامشبخش چیه؟ چون الان اینها برای ما بار معنایی منفی دارند ولی برای نیچه اینطور نیست.

پاسخ:
سلام هیوا.
ممنونم. خوبم. امیدوارم تو هم خوب و خوش باشی.

هیوا تفسیر این پاراگراف نیچه بحث خیلی مفصلیه(و البته به نظرم جالب و مفید هم هست)
من فکر می کنم برای تفسیرش باید چندتا کتاب از نیچه خونده باشی(که میدونم تو خوندی) و تا حدی با مدل ذهنیش آشنا باشی.
پس با توجه به اینکه تو چندتا کتاب از نیچه از نیچه خوندی من یه توضیح مختصر میدم امیدوارم جواب تو توش باشه.

اون جمله معروف نیچه هست که میگه درخت هر چی بیشتر قد کشیده باشه و شاخه هاش به سمت نور بالا رفته باشن، ریشه هاش هم عمیقتر در خاک و تاریکی فرو رفتن(نقل به مضمون!) رو یادته؟
در واقع نیچه همیشه از یه پتانسیلی در شخصیت انسانها صحبت میکنه و خیلی از اوقات داشتن صفات و فضیلت های انسانها رو با ضدشون میسنجه. اگه یه صفت مثبت رو بهش بدیم(مثل شاخه هایی به سمت نور میرن) اون سمت دیگه ش رو هم ردیابی میکنه(ریشه هایی که تو تاریکی فرو میرن)
مثلاً به نظرم میاد که وقتی به نیچه بگی فلان شخص یه ویژگی داره و توی این ویژگی +3 میگیره، اون بهت میگه اگه اون شخص -3 رو هم تجربه نکرده باشه یا تصوری ازش نداشته باشه یا درکی ازش نداشته باشه، در واقع +3 رو هم نداره!
بیا هر صفت و ویژگی ای رو روی یه محور تصور کنیم(مثل مثال بالا). فکر میکنم نیچه معتقده که کسی میتونه روی محور به سمت بالا حرکت کنه که "بتونه" (یا "تصور کنه" یا "درک کنه" ) روی محور به سمت پائین هم بره.
بحثش جوانب خیلی بیشتری داره ولی برای رسوندن منظورم به نظرم کافیه.

حالا توی این پاراگراف، باید ببینیم اون چه ویژگی مثبتی برای ابرانسانش قائله که معتقده این شرّ واجد اونه.
من تصور می کنم والاترین ویژگی ای که نیچه برای ابرانسانش قائله "آفرینندگی" هست(با تعریفی که توی کتابهاش هست)
پس به نظرم میرسه که این شریرترین چیز مد نظر نیچه، "ویرانگری" هست(بازم با تعریف نیچه)
ویرانگرِ همه باورها و اعتقادات، حتی ویرانگر همه فضیلت ها(کهنه ها مخصوصاً)

به هرحال همونطور که گفتم بحثش خیلی مفصل تر و گسترده از ایناست و اگه کسی با مدل ذهنی نیچه آشنا نباشه و این توضیحات منو بخونه، مطمئناً ناقص متوجه میشه و ممکنه به خطا بره.
پی نوشت: اشاراتی هم به عشق و دلسوزی مسیح داره که تفسیر اون قسمتش رو برای خودت میگذارم ;)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی