زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدیریت ناکارآمد» ثبت شده است

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۴۰۰، ۱۲:۱۹ ق.ظ

چرنوبیل اقتصادی (و اجتماعی-فرهنگی)

احتمالاً مینی سریال چرنوبیل را دیده اید. اما اگر تا به حال ندیده اید پیشنهاد می کنم حتماً ببینید.

من این سریال را دو سه ماه بعد از انتشارش در سال 2019 دیدم ولی چند ماه پیش احساس کردم که ارزشش را دارد که بنشینم و دوباره آنرا تماشا کنم.

البته در این مطلب قصد ندارم که در مورد فیلم و سریال دیدن صحبت کنم، حرف خاصی هم در این زمینه ندارم که بزنم. نه فیلم بین حرفه ای هستم و نه از سینما چندان سر در می آروم. ولی داخل پرانتز دلم می خواهد در ادامه این یکی دو خطی که در مورد سریال چرنوبیل نوشتم پیشنهاد کنم که هر فیلم و سریالی را که جناب فراستی(منتقد عظمی!) گفت بد است حتماً ببینید.هرچه بیشتر تاکید کردند که خیلی بد است به احتمال زیاد بیشتر ارزش دیدن دارد ;) .برای من که تا الان جواب داده است.

می دانم بیربط بود ولی مانده بود سر دلم و باید یکجایی میگفتمش و الان هم که دیدم دارم در مورد فیلم و سریال حرف میزنم دامن از کف بدادم دیگر.

بگذریم و برویم سرِ اصل مطلب.

 

چرنوبیل و برخی دیگر از حوادث مشابه مانند فوکوشیما و میناماتا یا لکه نفتی بریتیش پترولیوم و غیره، نماد فجایع زیست محیطی در جهان هستند.

فاجعه اتمی چرنوبیل در زمان اتحاد جماهیر شوروی رخ داد و پیامد های فاجعه بار آن تا به امروز هم ادامه داشته است.

چیزی که در مورد چرنوبیل همیشه ذهنم را مشغول خودش نگه می دارد سلسله دلایل و اتفاقاتی است که منجر به این فاجعه شد.

با اشاره ای که به این سریال داشتم، امیدورام اینطور برداشت نکنید که با دیدن این سریال می توانیم دلایل را ریشه یابی کنیم. این سریال به جای خود، حتی اگر مستند تاریخی هم بود بعید می دانم چنین امکانی را برایمان فراهم می کرد.

خارج از بحث سریال، مطالعه تاریخی هم می تواند کمکمان کند برای ریشه یابی دلایل. اما در هر صورت با یک "تحلیل پس نگر(گذشته نگر)" مواجهه هستیم و طبیعتاً به همه ی خطاهای تحلیل های پس نگر هم آغشته خواهیم بود.

با وجود همه این مسائل، فکر می کنم باز هم اندیشیدن به دلایل و علت های چرنوبیل، درس های مهمی برایمان خواهد داشت. حتی اگر صرفاً گوشه هایی از این دلایل را بررسی کنیم.

به هر حال، عواملی که فکر می کنم نقش مهمی در این فاجعه داشتند را لیست می کنم:

 

  • تصمیم گیریِ از بالا به پائین و دستوریِ صرف
  • نگاه امنیتی به همه چیز
  • سیستم صلب سازمانی از جنس نظامی گری
  • مطیع پروری و پاداش دادن به فرمانبرداریِ کور و چشم بسته
  • تمرکز بر شعار دادن و شو آف به جای تمرکز بر واقعیات
  • بستنِ راهِ بازخوردهای از پائین به بالا
  • نفهمیدن سیستم ها و توهمِ اینکه سیستم ها با فرمان و دستور و بخشنامه در مسیر مورد نظر ما حرکت می کنند
  • مداخله گریِ عجولانه و عدم بررسیِ پیامد های مرتبه دو و سه و الی آخر
  • سانسور اطلاعاتی و جلوگیری از چرخش اطلاعات ضروری میان مجریان و تصمیم گیران دخیل در کار
  • ناسازگاری و ناهمسو بودنِ منافعِ لایه های پائین با منافع لایه بالا و راس هرم(تعارض منافع)
  • بی توجهی به شاخص های عملکردی و تمرکز بر ارائه خوشایندِ مدیران رده بالا به جای تمرکز بر گرفتن نتایج مطلوب

 

حالا لطفاً یک بار دیگر به فهرست دلایل نگاه کنید. سعی کنید که فراموش کنید در مورد چرنوبیل صحبت می کردیم. به زبان دیگر، لیست دلایل را بی توجه به اینکه در مورد چرنوبیل صحبت می کردیم بررسی کنید.

فکر می کنم به سادگی می توانید این دلایل را برای هر سیستم و ساختار دیگری(در سطح کلان) هم به کار ببرید. در واقع این مشکلات در هر ساختار و سیستم دیگری هم وجود داشته باشند، به احتمال زیاد چیزی جز فاجعه به بار نخواهند آورد. ممکن است دیر و زود داشته باشد اما سوخت و سوز ندارد.

طبیعی است که برخی از دلایلی که در فهرست بالا آمده با هم همپوشانی هایی داشته باشند.تفکیک آنها صرفاً به خاطر تاکید بیشتر و شفاف سازی بهتر است. و همانطور که بالاتر اشاره کردم، بدیهی است که اینها همه ی دلایل وقوع این فاجعه نیستند. در این فهرست حتی به دلایل فنی وقوع فاجعه هم هیچ اشاره ای نشد(مثل خنک کننده های راکتور هسته ای و غیره).

 

بیائید کمی در مورد سیستم اقتصادی کشورمان فکر کنیم.

از اقتصاد دستوری و قیمتگذاری دستوری و سایر مداخله هایی که در سیستم اقتصادی کشور وجود دارند شروع کنید.

از متوهمانی که فکر می کنند سیستم اقتصادی با دستور و فرمان آنها به هر سمتی که بخواهند حرکت می کند.

به همه ی قرارگاه ها و ستاد های مبارزه با قیمت مرغ و تخم و مرغ و گوشت و ماست و کره و هر کالا یا خدمت دیگری(حتی ستاد مبارزه با فقر مطلق! ،البته با گفتاردرمانی!) که به ذهنتان می رسد فکر کنید.

به همه ی جمله های "قیمت فلان چیز باید فلان قدر بشود!" فکر کنید.

 

بگذارید فهرست دلایل بالا را مجدداً همینجا بخوانیم. یعنی زیر تیترِ چرنوبیل اقتصادی:

 

  • تصمیم گیریِ از بالا به پائین و دستوریِ صرف
  • نگاه امنیتی به همه چیز
  • سیستم صلب سازمانی از جنس نظامی گری
  • مطیع پروری و پاداش دادن به فرمانبرداریِ کور و چشم بسته
  • تمرکز بر شعار دادن و شو آف به جای تمرکز بر واقعیات
  • بستنِ راهِ بازخوردهای از پائین به بالا
  • نفهمیدن سیستم ها و توهمِ اینکه سیستم ها با فرمان و دستور و بخشنامه در مسیر مورد نظر ما حرکت می کنند
  • مداخله گریِ عجولانه و عدم بررسیِ پیامد های مرتبه دو و سه و الی آخر
  • سانسور اطلاعاتی و جلوگیری از چرخش اطلاعات ضروری میان مجریان و تصمیم گیران دخیل در کار
  • ناسازگاری و ناهمسو بودنِ منافعِ لایه های پائین با منافع لایه بالا و راس هرم(تعارض منافع)
  • بی توجهی به شاخص های عملکردی و تمرکز بر ارائه خوشایندِ مدیران رده بالا به جای تمرکز بر گرفتن نتایج مطلوب

 

فکر نمی کنم نیاز به توضیح بیشتری باشد.

 

بیائید حوزه بررسی مان را تغییر دهیم و به سیستم اجتماعی-فرهنگی کشور فکر کنیم.

وضع موجود که نیازی به تشریح ندارد. برای سادگی کار هم می توانید یک حوزه محدود را در نظر بگیرید و سلسله دلایل وقوع فاجعه را که بالاتر مرور کردیم و نقش آنها را در خروجی و وضع موجود ببینیم.

به نظرم نیازی به تکرارشان نیست و بررسی چرنوبیل اجتماعی-فرهنگی را در بستر همان دلایل برای خودتان می گذارم.

 

آرزو می کنم حداقل، پیامدهای این فجایع به نسل های بعدی هم منتقل نشود.

 

۱ نظر ۱۷ اسفند ۰۰ ، ۰۰:۱۹
سامان عزیزی