زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

زندگی در کلمات

گاه نوشته ها

آخرین نظرات
جمعه, ۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۳۲ ق.ظ

"به تدریج" و دو دام آن

در اغلب سال های زندگی ام(و نه در همه ی آن) و در بیشترِ حوزه هایش به حرکت تدریجی و پیوسته برای رسیدن به اهداف و مطلوب هایم اعتقاد داشته ام و دارم.

همه ی ما این بیت معروف جناب مولانا را خوانده یا شنیده ایم که می فرمایند:

" رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود "

شاید این بیت تا حد زیادی بیانگر مدل ذهنی ام در مسیر اهدافم باشد.

از دوره هایی در نوجوانی ام که گاهاً با خیالبافی یک شبه دانشمند شدن، یا یافتن گنجی بزرگ به اتفاقی، یا آرزوهایی از این دست به خواب شبانگاهی می رفتم بگذریم اکثر اوقات به این فکر می کردم که گام هایی که باید یکی یکی طی کنم تا به هدفم برسم چه گام هایی هستند. مسیر و نقشه راه را تا جایی که به عقلم می رسید ترسیم می کردم و اگر انگیزه ام و انگیزاننده هایم همراهی می کردند تلاشم را به جای خیالبافی های قبلی ام صرف پیمودن گام های مسیر می کردم.

در حوزه هایی که پیگیریِ شان کرده ام(و نه آنهایی که رهایشان کرده ام) لذت طی کردن مسیر و رسیدن به نقاطی که فکر می کردم ایستگاه هایی در راه رسیدن به هدفم هستند را چشیده ام و همین تصورِ در مسیر بودن خودش انگیزه ام را بیشتر هم می کرد.

اینها را از آن جهت عرض کردم که بگویم با حرکت تدریجی و آهسته و پیوسته رفتن بیگانه نیستم و حداقل تا لحظه ی نگارش این متن، هنوز جزو اصول و قوانین زندگی ام هست.

 

در تائید حرکت تدریجی، مؤید های مختلفی از حوزه های گوناگون وجود دارند. از الهام از روند های طبیعت بگیرید تا آموزه های تفکر  سیستمی.بنابراین در اینجا نیازی به قلم فرسایی من نیست که در مورد مزایای این نوع نگاه بنویسم. در نکته ی کوچکی هم که در ادامه خواهم گفت فرض را بر این گذاشته ام که در مدل ذهنی مخاطب این مطلب، این نوع نگاه مفید ارزیابی شده است.

نکته ای می خواهم یادآوری کنم نکته ی ساده و بدیهی ای به نظر می رسد اما در عمل، هم در زندگی خودم و هم در زندگی افراد و سازمان های مختلفی نادیده گرفتن و فراموش کردنش را شاهد بوده ام.

اینکه در این قدم برداشتن های تدریجی و حرکت آهسته و پیوسته، مقیاس و بستر، بسیار مهم و تعیین کننده هستند.

فرض کنید سوژه ی مورد بررسی ما، انسانی است که حرکت تدریجی را در مسیر هدفش یک گام بیست سانتی متری در نظر می گیریم. حالا فرض کنید مقیاس همین انسان مورد نظر به اندازه یک فیل(و در همان هیبت انسانی) تغییر کند. به نظرتان حرکت تدریجی و آهسته و پیوسته برای این مقیاس جدید همان بیست سانتی متر است؟

اگر بستر حرکت این انسان یک دشت هموار و مسطح باشد با زمانی که بستر حرکتش یک سراشیبی تند و سنگلاخ باشد، تفسیر درست از حرکت تدریجی و گام به گام یکسان است؟

 

با ثابت فرض کردن متغیر های دیگر در مسیر حرکت به سوی هدف، تقریباً مطمئن هستم که وقتی به این سوالها فکر می کنیم پاسخمان "نه" است و باز هم تا حد زیادی مطمئن هستم که اگر با دقت و صداقت به برخی حوزه های زندگی مان در عمل نگاه کنیم مواردی را پیدا می کنیم که چندان با قاطعیت نمی توانیم بگوئیم "نه".

به فردی فکر کنید که برای رسیدن به هدفی،مهارتهای لازم را به دست آورده ولی همچنان با توجیه کردن خودش با "حرکت تدریجی و گام به گام"، دنبال مهارتهای دیگری است.مثلاً سه سال برای کسب مهارتهای لازم برای این هدف تلاش کرده ولی به هر دلیلی(از ترس های مختلف گرفته تا اهمال کاری و شاید تنبلی) نمی خواهد تغییر مقیاسش را از ابتدای این سه سال تا نقطه ی انتهایش بپذیرد و همچنان قدم بیست سانتی متری را مصداق حرکت تدریجی تفسیر می کند.

به سازمانی فکر کنید که در سالهای اول شروع فعالیتش برداشتن یک قدم بیست سانتی متری، مصداقی مفید و صحیح برای حرکت تدریجی اش بود ولی بعد از گذشت چندین سال( با وجود تغییر مقیاسش و زمین بازی اش) همچنان و به دلایلی واهی، خودش را سرگرم همان قدم های بیست سانتی متری کرده و با شعار آهستگی و پیوستگی و سیستمی دیدن مسیرش خودش را توجیه می کند.

 

امیدوارم شما نتوانید مصداقی برای این نکته ی ساده در زندگیتان بیابید(البته در حوزه هایی که مهم می دانید و جزو اولویت هایتان است). چون معنی ضمنی وجود چنین مواردی در زندگی مان ،ظرفیت هایی استفاده نشده و منبع سوزی خواهد بود.

 

نظرات  (۲)

سامان. الان چندتا موضوع توی ذهن من با هم قاطی شدن که میخوام اینجا بلند بلند فکر کنم و به هم ربطشون بدم :)
راستش این پستت, مخصوصا اونجایی که از یادگیری مهارت و بزرگتر شدن مقیاس گفتی من رو یاد درس "نکته‌ای درباره‌ی یاد گرفتن یک مهارت | والتر هاگن" انداخت. چرا که به نظرم بزرگ شدن مقیاسِ توانایی های ما معمولا با یادگیری مهارت‌ها اتفاق میفته.
شاید بشه گفت, زمانی که در یک مهارت به حد قابل قبولی رسیدیم و مقیاسمون بزرگتر شد, اونچه که باعث میشه بتونیم گام‌های تدریجی و مثلا بیست سانتی قبلی رو بزرگتر کنیم اینه که جرات کنار گذاشتن بعضی اصول و پیدا کردن امضای شخصی خودمون رو داشته باشیم.
شاید هم جرأت واژه‌ی درستی نباشه. و میتونیم بگیم بعد از یاد گرفتن اصول, به قول محمدرضا, با تجربه و تکرار و آزمایش به تسلط کافی در اون مهارت برسیم.
و بعد از اونه که حرفه ای میشیم و میتونیم ترس از گام های بزرگتر و تغییر رو در خودمون از بین ببریم.
یعنی به نظرم یاد گرفتن نصفه و نیمه‌ی یک مهارت و نرسیدن به مرحله‌ی حرفه‌ای شدن, ممکنه به جای اینکه کمکمون کنه و فایده‌ای داشته باشه خودش تبدیل بشه به عاملی برای منبع سوزی و ظرفیت‌های استفاده نشده.
شایدم به خاطر حرفه‌ای نبودنه که از گامهای بزرگتر میترسیم و با همون گامهای تدریجی قبلی و یا به نوعی اصول پایه و اولیه‌ای که آموختیم مشغولیم.
امیدوارم منظورمو رسونده باشم. راستش هنوز میتونم توضیحات اضافه کنم ولی خب امان از تنبلی :)))

پاسخ:
مریم،
فکر می کنم بخش اول کامنتت رو متوجه شدم ولی بخش آخرش رو فقط حدس میزنم و مطمئن نیستم منظورت دقیقاً چی بود.
با بخش اول کامنتت موافق نیستم. نه با ماهیت بحثی که در مورد گفته والتر هاگن گفتی، با ارتباطش با این موضوع.
به نظرم بستر این دوتا بحث کمی با هم فرق داره.اونجا در مورد خبره شدن در یک مهارت و در مرحله بعد زدن امضای شخصی(یعنی از سیستم دو به یک رسیدن) صحبت میکنه و اینجا بستر بحث حرکت آهسته و پیوسته برای رسیدن به یک هدفه(و نه الزاماً یادگیری یک مهارت).البته میدونم اگه بخوایم ربطش بدیم به هر حال میشه.

اما در مورد بخش آخر کامنتت، منتظر توضیحات مبسوطت ;) هستم که ببینم منظورت چیه.
سامان راستش فکر میکنم درست میگی و من با عجله کامنت گذاشتم. یعنی چون توی‌ یک قسمتی از  متن از یادگیری مهارت گفته بودی سریع ربطش دادم به اون مبحث.
البته این نظر الانمه، یهو دیدی فردا اومدم از نظر قبلیم دفاع کردم.؛)
به هر حال به طور کلی از نظر من همه چی به همه چی ربط داره :))
در مورد قسمت دوم کامنتم هم باشه بعدن میام برات توضیح میدم، بذار اول خودم فکر کنم ببینم دقیقن چی گفتم :))

پاسخ:
ممنونم که نظرت به نظر من نزدیک شد :)))
منم فکر می کنم همه چی به همه چی ربط داره;)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی